تبليغاتX
سید خراسانی امام خامنه ای سید خراسانی امام خامنه ای

سلام  خداییش خسته شدم و کم اوردم از همتون خواهش میکنم دعام کنید من که رو سیاهتر از اونم که بخوام دست دعا بالا بیارم بس عاجزانه خواهش میکنم دعام کنید یا علی علیه السلام


 

نوشته شده توسط فدایی امام خامنه ایی روحی فداه در یکشنبه بیستم آذر 1390 ساعت 18:26. - لينک ثابت


با سلام به همه وبلاگ نویسان مذهبی بزرگوار

یه مدته که خیلی در مورد بیحرمتی های بسیار بد و زننده نسبت به اقای احمدی نژاد این مرد خادم و خاکی در بین بچه های مذهبی و هیاتی عذابم میده تا چند روز بیش میبالیدیم به ایشون اما امروز اماج حملات خودمون قرار گرفته و مخالفین ایشون دارند به ریشمون میخندند میخاستم بگم اگه بشه یکی از بزرگان یه طرحی بده تاببینیم چطور میشه این دید رو از بین بچه های مذهبی برداریم .منتظر نظرات شما بزرگان هستم.


 

نوشته شده توسط فدایی امام خامنه ایی روحی فداه در شنبه دوازدهم آذر 1390 ساعت 2:41. - لينک ثابت


اللهم عجل لولیک الفرج


 

نوشته شده توسط فدایی امام خامنه ایی روحی فداه در پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389 ساعت 15:14. - لينک ثابت


برگرفته ازکتاب شریف داستانهاى عارفانه در آثار (علامه حسن زاده آملى روحی له الفداه حفظه الله)

در جنگ جمل عرب باديه نشينى برخاست و گفت : اى اميرمؤ منان ! آيا مى گويى : خدا يكى است ؟ در اين هنگام مردم به او هجوم آوردند و گفتند: اى مرد مگر نمى بينى كه اميرمؤ منان در چه وضعى است ؟
(منظور حالت جنگ و وضعيت بحرانى آن بوده است ).
حضرت فرمود: بگذاريد حرفش را بزند، زيرا آن چه كه او مى خواهد، من هم از اين مردم مى خواهم . آن گاه فرمود: اى مرد! اين كه بگوييم خدا يكى است ، ممكن است بر چهار نوع باشد كه دو نوع آن ، جايز و دو نوع ديگر جايز نيست .
اما آنهايى كه جايز نيست عبارت از اين است كه كسى بگويد: خدا يكى است و منظور يك در باب اعداد باشد. كه اين در مورد خدا جايز نيست . زيرا يك در باب اعداد دو هم دارد وگرنه ديگر عدد نيست . مگر نمى دانى كسى كه بگويد خداوند سومين شخص از سه شخص است ، كافر شده است ؟ قسم و صورت دوم اين است كه بگويد خدا يكى است ؛ يعنى يكى از مردم است و مقصود، نوعى از يك جنس باشد، اين هم در مورد خدا جايز نيست چون تشبيه است و خداوند برى ء از تشبيه مى باشد. اما آن دو وجهى كه جايز است ، اولى اين كه بگويى خدا يكى است ؛ يعنى ميان اشياء شبيهى ندارد. و دوم اين كه بگويى خدا يكى است و مقصود اين باشد كه خدا در وجود و عقل و وهم تقسيم ناپذير است . و خداى عزّوجلّ، به همين گونه است . اما از نظر عقلى بايد گفت كه كثرت عددى با تكرار وحدت عددى به وجود مى آيد. از اين رو مى توان گفت : چيزى كه به وحدت عددى متصف شده ، يكى از اعداد وجود يا يكى از آحاد موجودات است . و جناب حق سبحان منزه از اين است . بلكه وحدت و كثرت عددى كه در مقابل يكديگرند، از صنع وحدت حقيقى محض اويند؛ وحدتى كه نفس ذات قيوم اوست ؛ و حق محض و خالص و واجب و قائم به ذات است و هيچ در مقابل آن نيست و نفى كثرت ، از لوازم اوست . همچنان كه اميرمؤ منان عليه السلام در حديثى كه گذشت ، بدان اشاره نموده ، فرمود: نه در وجود و نه در عقل و وهم ، قابل تقسيم نيست


 

نوشته شده توسط فدایی امام خامنه ایی روحی فداه در جمعه دهم دی 1389 ساعت 16:30. - لينک ثابت


وجه الله

در عهد خلافت ابوبكر چند نفر راهب ، به مدينه آمدند و نزد ابوبكر رفتند و درباره پيامبر و كتابش پرسش نمودند.
ابوبكر گفت : آرى ، پيامبر آمد و با خود كتابى آورد.
پرسيدند: آيا در كتاب او، وجه الله مذكور است ؟
ابوبكر گفت : آرى .
پرسيدند: تفسيرش چيست ؟
ابوبكر گفت : از اين سؤ ال در دين ما نهى شده و پيامبر ما آن را تفسير نكرده است . در اين هنگام همه راهبان خنديدند و گفتند: به خدا سوگند پيامبر شما دروغگو بوده ، كتاب شما باطل است .
پس او را رها كرده ، رفتند. چون سلمان ماجرا را دريافت ، آنان را نزد امير مؤ منان عليه السلام برد و گفت : اين شخص ، خليفه و جانشين پيامبر و پسر عمّ اوست ، پرسش خود را بر او عرضه داريد! آنان همه سؤ ال را از على عليه السلام پرسيدند. حضرت فرمود: شما را با سخن پاسخ نمى گويم ؛ بلكه با انجام عملى ، به آن پاسخ خواهم گفت . سپس امر فرمود هيزمى آوردند و آتش زدند، چون همه هيزم آتش گرفت و شعله كشيد راهبان را فرمود: اى راهبان ! وجه آتش ‍ كجاست ؟
راهبان گفتند: اين ، تمامش وجه آتش است .
پس فرمود: تمام وجود، وجه الله است . سپس اين آيات را تلاوت فرمود: فاينما تولو فثمّ وجه الله و نيز: كل شى ء هالك الا وجهه له الحكم و اليه ترجعون . آن گاه تمام راهبان به دست آن حضرت اسلام آورده ، موحد و عارف گشتند


 

نوشته شده توسط فدایی امام خامنه ایی روحی فداه در جمعه دهم دی 1389 ساعت 16:27. - لينک ثابت


سرچشمه علماء و فضلاء امام فخرالدّين رازى عليه الرّحمة ادا مى نمايد كه

هفتاد و دو دليل جهت وحدانيّت رب جليل تاءمل نموده بودم و روز تعطيل سيركنان به دامن كوهسارى چون نسيم بهارى گذر كردم شبانى را ديدم كه گوسفندان مى چرانيد، با خود گفتم كه من عمرى به دلايل و برهان عقلى بر وحدانيت معبود پى برده ام و علم واجب تعالى حاصل كرده ام و هنوز در درياى حيرت ((ما عرفناك )) گرفتارم و از انديشه لا احصى ثناء عليك دل افگار، آيا اين شبان روزى رسان خود را به چه كيفيت مى شناسد و آفريننده خود را چگونه مى داند؟ پيش شبان رفته گفتم : خداى خود را چگونه مى شناسى ؟
گفت : چنان كه فرد و بى مانند است .
گفتم : اگر به تو كسى گويد كه خداى دو تواند بود، هيچ دليلى دارى كه رفع اين سخن نمايى و پرده از وحدانيت حق بگشايى ؟
گفت : اين چوب شبانى را چنان بر سر آن كس مى زنم كه سرش دو مى شود و مغزش چون سخنش پريشان مى گردد. و من هيچ دليلى چنين قاطع و برهانى چنين ساطع نيافتم كه بيخ شجر اعتقادش در زمين دل پاى محكم كرده بود كه به صرصر دلايل عقلى از جاى نمى رفت و عرق نمى گشود


 

نوشته شده توسط فدایی امام خامنه ایی روحی فداه در جمعه دهم دی 1389 ساعت 16:7. - لينک ثابت


دستورالعمل عرفانى

بايد انسان يك مقدار زياده بر معمول تقليل غذا و استراحت بكند تا جنبه حيوانيت كمتر، و روحانيت قوت بگيرد، و ميزان آنها را هم چنين فرمود: كه انسان اولا روز و شب زياده از دو مرتبه غذا بخورد حتى تنقل مابين الغذائين نكند. ثانيا هر وقت غذا مى خورد بايد مثلا يك ساعت بعد از گرسنگى بخورد، و آن قدر بخورد كه تمام سبز نشود، اين در كم غذا. و اما كيفش بايد غير از آداب معروفه ، گوشت زياد نخورد، به اين معنى كه شب و روز هر دو نخورد، و در هر هفته دو سه دفعه هر دو را يعنى هم روز و هم شب را ترك كند، و يكى هم اگر بتواند للتكليف نخورد، و لامحاله آجيل خور نباشد و اگر احيانا وقتى نفسش زياد مطالبه آجيل كرد استخاره كند. و اگر بتواند روزه هاى سه روزه هر ماه را ترك نكند. و اما تقليل خواب مى فرمودند شبانه روز شش ساعت بخوابد. و البته در حفظ لسان و مجانبت اهل غفلت اهتمام زياد نمايد. اينها در تقليل حيوانيت كفايت مى كند. و اما تقويت روحانيت : اولا دائما بايد هم و حزن قلبى به جهت عدم وصول به مطلوب داشته باشد. ثانيا تا مى تواند ذكر و فكر را ترك نكند كه اين دو جناح سير آسمان معرفت است . در ذكر عمده سفارش اذكار صبح و شام اهم آنها كه در اخبار وارد شده . و اهم تعقيبات صلوات و عمده تر ذكر وقت خواب كه در اخبار ماءثور است ، لاسيما متطهرا در حال ذكر به خواب رود. و شب خيزى مى فرمودند زمستان ها سه ساعت ، تابستان ها يك ساعت و نيم . و مى فرمودند كه در سجده ذكر يونسيه يعنى در مداومت آن كه شبانه روزى ترك نشود، هر چه زيادتر توانست كردن اثرش زيادتر، اقل اقل آن چهارصد مرتبه است خيلى اثرها ديده ام . بنده خود هم تجربه كرده ام چند نفر هم مدعى تجربه اند. يكى هم قرآن كه خوانده مى شود به قصد هديه حضرت ختمى مرتبت صلوات الله عليه و آله خوانده شود.


 

نوشته شده توسط فدایی امام خامنه ایی روحی فداه در دوشنبه بیست و ششم مهر 1389 ساعت 13:30. - لينک ثابت


مناجات عاشقانه

الهى ! از من آهى و از تو نگاهى . الهى ! عمرى آه در بساط نداشتم و اينك جز آه در بساط ندارم . الهى ! غبطه ملايكه اى را مى خورم كه جز سجود نمى دانند، كاش حسن از ازل تا ابد در يك سجده بود. الهى ! تا كى عبدالهوى باشم ، به عزت تو عبدالهو شدم . الهى ! سست از آن كه مست تو نيست كيست ؟ الهى ! همه اين و آن را تماشا كنند و حسن خود را، كه عجيب تر از خود نيافت . الهى ! دل بى حضور چشم بى نور است ، اين دنيا را نمى بيند و آن ، عقبى را. الهى ! همه حيوانات را در كوه و جنگل مى بينند و حسن در شهر و ده . الهى ! هر كه شادى خواهد بخواهد، حسن را اندوه پيوسته و دل شكسته ده . الهى ! آن كه خوب را حباله اصطياد مبشرات نكرده است ، كفران نعمت گرانبهائى كرده است . الهى ! مراجعات از مهاجرت به سويت تعرب بعد از هجرت است و تويى كه نگهدار دل هايى . الهى ! آن كه در نماز جواب سلام نمى شنود، هنوز نمازگزار نشده ، ما را با نمازگزاران بدار. الهى ! خوشا آن كه بر عهدش استوار است و همواره محو ديدار است . الهى ! آن كس تاج عزت بر سر دارد كه حلقه ارادتت را در گوش دارد و طوق عبوديت را در گردن


 

نوشته شده توسط فدایی امام خامنه ایی روحی فداه در پنجشنبه چهارم شهریور 1389 ساعت 2:38. - لينک ثابت


امام موسى بن جعفر عليه السلام فرمود: اين هشام ! خداوند در كتابش عاقلان و فهميدگان را بشارت داد و فرمود: (پس بشارت ده بندگان مرا، آنان كه سخن را مى شنوند و از نيكوترين آن پيروى مى كنند آنان كسانى هستند كه خداوند هدايتشان فرموده و آنان خردمندانند) اى هشام ! لقمان به پسرش گفت : در مقابل حق تواضع و فروتنى كن تا عاقل ترين مردمان باشى و همانا كسى كه در برابر حق زيرك باشد كم است . اى پسرم ! دنيا دريايى عميق است كه عالمى بسيار در آن غرق گشته اند پس بايد در يان درياى ژرف كشتى تو تقواى الهى و دورن آن كشتى ايمان و بادبان آن توكل و متصدى و متولى آن عقل و راهنماى آن دانش و سكان آن شكيبايى مى باشد. اى هشام ! هر چيزى راهنمايى دارد و راهنماى عقل تفكر است و رهنماى تفكر سكوت است و هر چيزى مركبى دارد و مركب عقل تواضع و فروتنى است و براى نادانيت همين بس كه بر چيزى سوار شوى كه از سوار شدن بر آن نهى شده اى - تا آنجا كه فرمود: اى هشام ! خداوند بر مردمان دو حجت دارد يكى حجت ظاهرى و ديگرى حجت باطنى اما حجت ظاهرى همان رسولان و پيامبران هستند و اما حجت باطنى عقلهاى مردمان است - تا آنجا كه فرمود: - اى هشام ! چگونه عمل تو در نزد پروردگارت باز داشته اى و پيرو هوايت كه بر عقلت چيره گشته است گرديده اى . اى هشام ! همانا خردمند به اندك از دنيا همراه با حكمت باشد خوشنود مى گردد و به اندك از حكمت كه همراه با دنيا باشد خوشنود نمى گردد پس به همين خاطر تجارت آنان سودمند است . همانا خردمندان زيادى هاى دنيا را ترك گفته اند تا چه رسد به گناهان و ترك دنيا ناشى از فضل و برترى است و ترك گناهان واجب است .
اى هشام ! همانا شخص خردمند به دنيا و اهلش مى نگرد پس در مى يابد كه جز با تحمل سختى به دنيا نمى توان رسيد و به آخرت مى نگرد باز مى بيند كه جز با تحمل سختى به آن نمى توان رسيد پس از بين اين دو آن را كه باقى تر و ماندگارتر است با مشقت طلب مى كند.
 


 

نوشته شده توسط فدایی امام خامنه ایی روحی فداه در جمعه بیست و پنجم تیر 1389 ساعت 15:45. - لينک ثابت


 از امام صادق عليه السلام روايت است كه فرمود: اميرالمؤمنين عليه السلام مى فرمود: بنده اى مزه ايمان را نمى چشد مگر اينكه بداند كه آنچه به او رسيده نمى توانست به او نرسد و خطا رود و آنچه كه به خطا رفته و به او نرسيده نمى شد كه به او برسد و بداند كه زيان رساننده و سوددهنده فقط خداى عزوجل است 


 

نوشته شده توسط فدایی امام خامنه ایی روحی فداه در جمعه بیست و پنجم تیر 1389 ساعت 2:3. - لينک ثابت


شناختن نفس مقدمه شناختن خدا

 

بدان كه كليد سعادت دو جهانى، شناختن نفس خويشتن است، زيرا كه شناختن آدمى‏خويش را اعانت‏بر شناختن آفريدگار خود مى‏نمايد.چنانكه حق - تعالى - مى‏فرمايد: «سنريهم آياتنا فى الافاق و فى انفسهم حتى يتبين لهم انه الحق‏»

يعنى: «زود باشد كه‏بنمائيم به ايشان آثار قدرت كامله خود را در عالم و در نفسهاى ايشان، تا معلوم شودايشان را كه اوست پروردگار حق ثابت‏» .

و از حضرت رسول - صلى الله عليه و آله و سلم - منقول است كه: «من عرف نفسه فقدعرف ربه‏» يعنى: «هر كه بشناسد نفس خود را پس به تحقيق كه بشناسد پروردگار خودرا» .

و خود اين ظاهر و روشن است كه: هر كه خود را نتواند بشناسد به شناخت ديگرى چون تواند رسيد، زيرا كه هيچ چيز به تو نزديك‏تر از تو نيست، چون خود را نشناسى ديگرى را چون شناسى؟

تو كه در علم خود زبون باشى عارف كردگار چون باشى


 

نوشته شده توسط فدایی امام خامنه ایی روحی فداه در جمعه چهارم تیر 1389 ساعت 14:44. - لينک ثابت


تاثير شناختن نفس در تهذيب اخلاق

شناختن خود، موجب شوق به تحصيل كمالات و تهذيب اخلاق و باعث‏سعى در دفع «رذائل‏» مى‏گردد، زيرا كه آدمى بعد از آنكه حقيقت‏خود را شناخت ودانست كه: حقيقت او «جوهرى‏» است از «عالم ملكوت‏» ، كه به اين عالم جسمانى‏آمده باشد، كه به اين فكر افتد كه: چنين جوهرى شريف را عبث و بى‏فايده به اين عالم‏نفرستاده‏اند، واين گوهر قيمتى را به بازيچه در صندوقچه بدن ننهاده‏اند، و بدين سبب‏در صدد تحصيل فوائد تعلق نفس به بدن بر مى‏آيد، و خود را به تدريج‏به سر منزل‏شريفى كه بايد مى‏رساند.

و گاه است كه گوئى: من خود را شناخته‏ام، و به حقيقت‏خود رسيده‏ام.زنهار زنهار،كه اين نيست مگر از بى‏خبرى و بى‏خردى.عزيز من چنين شناختن را كليد سعادت‏نشايد، و اين شناسائى ترا به جائى نرساند، كه ساير حيوانات نيز با تو در اين شناختن‏شريك‏اند، و آنها نيز خود را چنين شناسند.زيرا كه: تو از ظاهر خود نشناسى مگر سر وروى و دست و پاى و چشم و گوش و پوست و گوشت، و از باطن خود ندانى مگر اين‏قدر كه چون گرسنه شوى غذا طلبى، و چون بر كسى خشمناك شوى در صدد انتقام‏برآئى، و چون شهوت بر تو غلبه كند مقاربت‏خواهش نمائى و امثال اينها، و همه‏حيوانات با تو در اينها برابرند.

پس هرگاه حقيقت تو همين باشد از چه راه بر «سباع‏»  و «بهائم‏» ، مفاخرت‏مى‏كنى؟ و به چه سبب خود را نيز از آنها بهتر مى‏دانى؟ و اگر تو همين باشى به چه سبب‏خداوند عالم ترا بر ساير مخلوقات ترجيح داده و فرموده:

«و فضلناهم على كثير ممن خلقنا تفضيلا»

يعنى: «ما تفضيل داديم فرزندان آدم را بر بسيارى از مخلوقات خود» .

و حال اينكه در اين صفات و عوارض، بسيارى از حيوانات بر تو ترجيح دارند.

پس بايد كه: حقيقت‏خود را طلب كنى تا خود چه چيزى، و چه كسى، و از كجاآمده‏اى، و به كجا خواهى رفت.و به اين منزلگاه روزى چند به چه كار آمده‏اى، تو رابراى چه آفريده‏اند.و اين اعضا و جوارح را به چه سبب به تو داده‏اند، و زمام قدرت واختيار را به چه جهت در كف تو نهاده‏اند.

و بدانى كه: سعادت تو چيست، و از چيست، و هلاكت تو چيست.

و بدانى كه: اين صفات و ملكاتى كه در تو جمع شده است‏بعضى از آنها صفات‏بهايم‏اند، و برخى صفات سباع و درندگان، و بعضى صفات شياطين، و پاره‏اى صفات‏ملائكه و فرشتگان.

و بشناسى كه: كدام يك از اين صفات، شايسته و سزاوار حقيقت تو است، و باعث‏نجات و سعادت تو، تا در استحكام آن بكوشى.و كدام يك عاريت‏اند و موجب خذلان‏و شقاوت، تا در ازاله آن سعى نمائى.

و بالجمله آنچه در آغاز كار و ابتداى طلب، بر طلب سعادت و رستگارى لازم‏است آن است كه: سعى در شناختن خود، و پى‏بردن به حقيقت‏خود نمايد، كه بدون آن‏به سر منزل مقصود نتوان رسيد.


 

نوشته شده توسط فدایی امام خامنه ایی روحی فداه در پنجشنبه سوم تیر 1389 ساعت 3:10. - لينک ثابت


اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: مومن صبح نمى كند مگر با ترس و بيم اگر چه نيكوكار باشد و شب نمى كند مگر با ترس و بيم اگر چه نيكوكار باشد زيرا او همواره بين دو چيز است : بين زمانى كه سپرى شده و او نمى داند كه خدا با او چه مى كند و بين مرگى كه نزديك است و نمى داند كه چه خطراتى (پس از مرگ ) متوجه او مى شود، آگاه باشيد و سخن خير گوييد تا به خير گويى شناخته شويد و كردار نيكو داشته باشيد تا از اهل خير شويد، با خويشاوندانتان پيوند برقرار كنيد اگر چه آنان از شما ببرند، با كسى كه شما را محروم ساخته با فضل و بزرگوارى رفتار كنيد و درباره كسى كه شما را امين شمرده امانتدار باشيد و به پيمان كسى كه با شما پيمان بسته پايبند باشيد و هرگاه حكم مى كنيد عادلانه قضاوت كنيد. 


 

نوشته شده توسط فدایی امام خامنه ایی روحی فداه در یکشنبه نهم اسفند 1388 ساعت 21:44. - لينک ثابت


حمزه بن حمران گويد: از امام صادق عليه السلام شنيدم كه مى فرمود: بخشى از خطبه هاى رسول خدا صلى الله عليه و آله كه حفظ شده است اين است كه حضرت فرمود: اى مردم ! همانا براى شما نشانه هايى است پس از آن نشانه ها باخبر شويد و همانا براى شما نهايت و پايانى است پس آنجا باز ايستيد (يا پس آن نهايت را بشناسيد و از آن آگاه باشيد)، آگاه باشيد كه مومن بين دو ترس عمل مى كند: يكى بين زمانى كه سپرى شده است و او نمى داند كه خداوند درباره زمان گذشته با او چه مى كند و ديگرى بين زمانى كه باقى مانده است و او نمى داند كه خداوند چه حكمى در آن روا مى دارد پس بايد بنده مومن از نفس خود براى خود و از دنياى خود براى آخرتش (توشه ) گيرد و در جوانى پيش از پيرى و در زندگانى پيش از مرگ (زاد و توشه فراهم كند)، پس سوگند به آن كسى كه جان محمد صلى الله عليه و آله در دست اوست بعد از اين دنيا باز گشتنى نيست و خانه اى جز بهشت يا دوزخ پس از اين وجود ندارد. 


 

نوشته شده توسط فدایی امام خامنه ایی روحی فداه در یکشنبه نهم اسفند 1388 ساعت 21:34. - لينک ثابت


على (ع) به شهادت علاقه‏مندتر بود تا زندگى

واقعيت اين است كه پيامبر خدا على را مامور به اداى امانتها كرد پس از اين كه او خوابيدن در بستر پيامبر را بدون ترديد و بى‏توجه به آنچه در ليلة المبيت‏برايش اتفاق خواهد افتاد، پذيرفت در حقيقت‏براى او يكسان بود كه زنده بماند يا كشته شود تا وقتى كه هدف يعنى همان نگهبانى پيامبر برقرار باشد على همان مردى است كه بيش از آنچه طالب حيات باشد خواستار شهادت بود.و شهادت در راه خدا را غنيمت و رستگاريى مى‏ديد كه بالاتر از آن رستگارى نيست و آن را هنگامى درمى‏يابيم كه مطلبى را كه در نهج البلاغه نوشته شده ست‏بخوانيم آن جا كه از پيامبر (ص) راجع به قول خداى تعالى:«آيا مردم پنداشته‏اند كه به صرف اين كه بگويند ايمان آورده‏ايم رها خواهند شد و مورد آزمايش قرار نخواهند گرفت؟ »پرسيد،ضمن گفتارش كلمات زيرا را يادآور شده است:«گفتم:اى رسول خدا آيا در روز جنگ احد،هنگامى كه گروهى از مسلمانان به درجه شهادت رسيدند،اما من از شهادت محروم شدم و كشته نشدنم بر من گران بود به من نفرمودى:بشارت باد تو را كه بعد از اين كشته خواهى شد؟به من فرمود:آنچه گفتى راست است،هنگام شهادت،چگونه صبر خواهى كرد؟ گفتم اى پيامبر خدا اين مورد از موارد صبر نيست‏بلكه جاى مژده و سپاسگزارى است‏» (3) .

البته خداوند به پيامبر خبر داده بود كه بزودى به سوى مكه باز مى‏گردد.به دليل نزول اين آيه:«البته خدايى كه قرآن را بر تو وحى كرد تو را به وعده‏گاهت‏بر مى‏گرداند...»نزول آيه در حالى بود كه پيامبر در مسير مهاجرت خود به مدينه حركت مى‏كرد.

اين وحى،وعده‏اى بود از جانب خدا به پيامبرش كه در آينده نزديك با پيروزى به مكه باز مى‏گردد،وعده‏اى براى او بود بر اين كه وى پيش از بازگشت‏به مكه از دنيا نخواهد رفت و ليكن اين وعده الهى از عظمت كوشش پيامبر و جهاد او در راه رسالت چيزى نمى‏كاهد،زيرا گر چه او اين وعده را از جانب پروردگارش دريافت نكرده بود،در راه انجام رسالت‏خويش حركت مى‏كرد بدون اين كه به آنچه در اين راه به او خواهد رسيد،اهميت‏بدهد جريان در مورد على نيز بر اين منوال بود،آگاهى على به زنده ماندنش تا وقتى كه امانتها را برساند از عظمت فداكاريش نمى‏كاهد چه او آماده براى انجام مساله مهم فداكارى بود اگر چه بشارت پيروزى داده نمى‏شد و يا مژده شهادت دريافت مى‏كرد.

 


 

نوشته شده توسط فدایی امام خامنه ایی روحی فداه در شنبه بیست و چهارم بهمن 1388 ساعت 15:8. - لينک ثابت


نصيحت و وصيتى از امام (ره) به گروه ها و گروهك ها

نصيحت و وصيّت من به گروهها و گروهكها و اشخاصى كه در ضديّت با ملت و جمهورى اسلامى و اسلام فعاليت مى كنند، اول به سران آنان در خارج و داخل ، آن است كه تجربه طولانى به هر راهى كه اقدام كرديد و به هر توطئه اى كه دست زديد و به هر كشور و مقامى كه توسّل پيدا كرديد، به شماها كه خود را عالم و عاقل مى دانيد بايد آموخته باشد كه مسير يك ملّت فداكار را نمى شود با دست زدن به ترور و انفجار و بمب و دروغ پردازيهاى بى سروپا و غير حساب شده منحرف كرد و هرگز هيچ حكومت و دولتى را نمى توان با اين شيوه هاى غير انسانى و غير منطقى ساقط نمود، به ويژه ملتى مثل ايران را كه از بچه هاى خردسالش تا پيرزنها و پيرمردهاى بزرگ سالش ، در راه هدف و جمهورى اسلامى و قرآن و مذهب جانفشانى و فداكارى مى كنند. شماها كه مى دانيد (و اگر ندانيد بسيار ساده لوحانه فكر مى كنيد) كه ملت با شما نيست و ارتش با شماها دشمن است و اگر فرض بكنيد با شما بودند و دوست شما بودند، حركات ناشيانه شما و جناياتى كه با تحريك شما رخ داد آنان را از شما جدا كرد و جز دشمن تراشى كار ديگرى نتوانستيد بكنيد. من وصيّت خيرخواهانه در اين آخر عمر به شما مى كنم كه اوّلا با اين ملت طاغوت زده رنج كشيده كه پس از دو هزاروپانصد سال ستمشاهى با فدا دادن بهترين فرزندان و جوانانش خود را از زير بار ستم جنايتكارانى همچون رژيم پهلوى و جهانخواران شرق و غرب نجات داده به جنگ و ستيز برخاسته ايد چطور وجدان يك انسان هرچه پليد باشد راضى مى شود براى احتمال رسيدن به يك مقام با ميهن خود و ملت خود اينگونه رفتار كند و به كوچك و بزرگ آنها رحم نكند. من به شما نصيحت مى كنم دست از اين كارهاى بى فايده و غير عاقلانه برداريد و گول جهانخواران را نخوريد و در هرجا هستيد اگر به جنايتى دست نزديد به ميهن خود و دامن اسلام برگرديد و توبه كنيد كه خداوند ارحم الراحمين است و جمهورى اسلامى و ملت از شما انشاءاللّه مى گذرند و اگر دست به جنايتى زديد كه حكم خداوند تكليف شما را معيّن كرده ، باز از نيمه راه برگشته و توبه كنيد و اگر شهامت داريد تن به مجازات داده و با اين عمل خود را از عذاب اليم خداوند نجات دهيد و الاّ در هرجا هستيد عمر خود را بيش از اين هدر ندهيد و به كار ديگر مشغول شويد كه صلاح در آن است .


 

نوشته شده توسط فدایی امام خامنه ایی روحی فداه در چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1388 ساعت 15:11. - لينک ثابت


مسیر های راهپیمایی جنبش سبز در 22 بهمن


این خبر فوریه! شما هر کدوم یک رسانه هستید به همه اطلاع بدید...

اعلام مسیر های راهپیمایی حامیان سبز برای 22 بهمن


مسیر شماره یک ؛ میدان حسادت ، بلوار جهالت ، خیابان ضلالت ، خیابان خیانت ، دروازه جهنم . . . 

مسیر شماره دو؛ مسجد ضرار ، میدان ابوجهل ، خیابان ابوسفیان ، دروازه ی جهنم . . . 

مسیر شماره سه ؛ میدان حکمیت ، خیابان ابو موسی اشعری ، خیابان ناکثین ، دروازه جهنم . . . 

مسیر شماره چهار ؛ پایگاه انگلیس ، چهار راه آمریکا ، خیابان اسرائیل ، دروازه جهنم . . . 

مسیر شماره پنج ؛ چهار راه استعمار ، بلوار استکبار ، خیابان استثمار ، دروازه جهنم . . . 

مسیر شماره شش :سه راهی بهائیت ، بلوار وهابیت ، خیابان عبدالمالک ریگی ، دروازه جهنم . . . 

مسیر شماره هفت : میدان بی بصیرتی ، خیابان اعدامی آرش رحمانی پور ، کوچه اعدامی محمد رضا علی زمانی ، بن بست ندا آقا سلطان ، دروازه جهنم . . .


 

نوشته شده توسط فدایی امام خامنه ایی روحی فداه در چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1388 ساعت 14:44. - لينک ثابت


نصيحت امام( ره) به مخالفان نظام


و اينجانب در اينجا يك وصيّت به اشخاصى كه به انگيزه مختلف با جمهورى اسلامى مخالفت مى كنند و به جوانان چه دختران و چه پسرانى كه مورد بهره بردارى منافقان و منحرفان فرصت طلب و سودجو واقع شده اند مى نمايم كه بى طرفانه و با فكر آزاد به قضاوت بنشينيد و تبليغات آنان كه مى خواهند جمهورى اسلامى ساقط شود و كيفيت عمل آنان و رفتارشان با توده هاى محروم و گروه ها و دولتهايى كه از آنان پشتيبانى كرده و مى كنند و گروه ها و اشخاصى كه در داخل به آنان پيوسته و از آنان پشتيبانى مى كنند و اخلاق و رفتارشان در بين خود و هوادارانشان و تغيير موضعهايشان در پيشامدهاى مختلف را با دقت و بدون هواى نفس بررسى كنيد، و مطالعه كنيد حالات آنان كه در اين جمهورى اسلامى به دست منافقان و منحرفان شهيد شدند، و ارزيابى كنيد بين آنان و دشمنانشان ، نوارهاى اين شهيدان تا حدى در دست و نوارهاى مخالفان شايد در دست شماها باشد. ببينيد كدام دسته طرفدار محرومان و مظلومان جامعه هستند.
برادران ! شما اين اوراق را قبل از مرگ من نمى خوانيد. ممكن است پس از من بخوانيد در آن وقت من نزد شما نيستم كه بخواهم به نفع خود و جلب نظرتان براى كسب مقام و قدرتى با قلب هاى جوان شما بازى كنم . من براى آنكه شما جوانان شايسته اى هستيد علاقه دارم كه جوانى خود را در راه خداوند و اسلام عزيز و جمهورى اسلامى صرف كنيد، تا سعادت هر دوجهان را دريابيد. و از خداوند غفور مى خواهم كه شما را به راه مستقيم انسانيت هدايت كند و از گذشته ما و شما با رحمت واسعه خود بگذرد. شماها نيز در خلوتها از خداوند همين را بخواهيد، كه او هادى و رحمن است .
Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service                                                  سلم لمن سالمکم خامنه ای حرب لمن حاربکم خامنه ای             


 

نوشته شده توسط فدایی امام خامنه ایی روحی فداه در دوشنبه نوزدهم بهمن 1388 ساعت 13:38. - لينک ثابت


مائيم به عفو تو تولّى كرده

نقل مى كنند كه : ((سلطان محمود)) مى خواست ((بوعلى سينا)) و چند نفر ديگر را از ماوراءالنهر به مركز حكومتش غزنين - در افغانستان - ببرد.
((امير سامانى )) كه در ماوراءالنهر بود به بوعلى خبر داد كه تو و چند نفر ديگر را مى خواهند پيش سلطان محمود ببرند، اگر نمى خواهى پيش او بروى قبل از اين كه موضوع علنى بشود فرار كن .
ابوعلى سينا تا نيشابور مخفيانه آمد. در آنجا در جلسه موعظه ((ابوسعيد ابوالخير)) - كه از اكابر عرفا است - شركت كرد.
ابوسعيد آن روز اين مسئله را مطرح كرده بود كه : كرم الهى نبايد موجب غرور بشود و عفو خدا نبايد بهانه ترك گناه و اصلاح و تهذيب نفس ‍ بشود.
بوعلى جوان و مغرور همينجا يك رباعى ساخت :
مائيم به عفو تو تولّى كرده
و ز طاعت و معصيت تبرى كرده
آنجا كه عفو تو باشد باشد
ناكرده چه كرده ، كرده چون ناكرده
ابوسعيد كه شاعر خوش ذوقى بود فورا با يك رباعى جواب او را داد:
اى نيك نكرده و بديها كرده
وانگه به خلاص خود تمنّا كرده
بر عفو مكن تكيه كه هرگز نبود
ناكرده چو كرده ، كرده چون ناكرده


 

نوشته شده توسط فدایی امام خامنه ایی روحی فداه در پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388 ساعت 14:12. - لينک ثابت


وصیت امام (ره) به گروه هاى مسلمان خطاكار


و وصيّت من به گروههاى مسلمان كه از روى اشتباه به غرب و احيانا به شرق تمايل نشان مى دهند و از منافقان كه اكنون خيانتشان معلوم شد گاهى طرفدارى مى كردند و به مخالفان بدخواهان اسلام از روى خطا و اشتباه گاهى لعن مى كردند و طعن مى زدند آن است كه بر سر اشتباه خود پافشارى نكنند و با شهامت اسلامى به خطاى خود اعتراف و با دولت و مجلس و ملت مظلوم براى رضاى خداوند هم صدا و هم مسير شده و اين مستضعفان تاريخ را از شرّ مستكبران نجات دهيد و كلام مرحوم مدرّس آن روحانى متعهد پاك سيرت و پاك انديشه را به خاطر بسپريد كه در مجلس افسرده آن روز گفت اكنون كه بايد از بين برويم چرا با دست خود برويم . من هم امروز به ياد آن شهيد راه خدا به شما برادران مؤ من عرض مى كنم اگر ما با دست جنايتكار آمريكا و شوروى از صفحه روزگار محو شويم و با خون سرخ شرافتمندانه با خداى خويش ملاقات كنيم ، بهتر از آن است كه در زير پرچم ارتش سرخ شرق و سياه غرب زندگى اشرافى مرفّه داشته باشيم و اين سيره و طريقه انبياء عظام و ائمه مسلمين و بزرگان دين مبين بوده است و ما بايد از آن تبعيّت كنيم و بايد به خود بباورانيم كه اگر يك ملت بخواهند بدون وابستگى ها زندگى كنند مى توانند و قدرتمندان جهان بر يك ملت نمى توانند خلاف ايده آنان را تحميل كنند. از افغانستان عبرت بايد گرفت با آنكه دولت غاصب و احزاب چپى با شوروى بوده و هستند تا كنون نتوانسته اند توده هاى مردم را سركوب نمايند.


 

نوشته شده توسط فدایی امام خامنه ایی روحی فداه در دوشنبه دوازدهم بهمن 1388 ساعت 0:9. - لينک ثابت


يك لحظه به اخلاص بيا بر در ما گر كام تو بر نيامد آنوقت گله كن

مهر حضرت ابراهيم (ع ) به خداوند مهربان
در بين فرشتگان گفتگو شد كه : خداوند اختيار كرده ابراهيم را به عنوان خليل و دوست خود و حال آنكه او را از نطفه اى آفريده ...
از جانب پروردگار بر فرشتگان وحى شد كه : از بين خود رئيسى انتخاب كنند و آنها جبرئيل و ميكائيل را انتخاب نمودند (تا حضرت ابراهيم را امتحان كنند).
پس روزى حضرت ابراهيم عليه السلام همه گوسفندان خود را جمع آورى نموده و به آنها نگاه مى كرد. (گوسفندان وى به قدرى زياد بود كه چهار هزار چوپان داشت ).
ناگهان جبرئيل از يك سو با آهنگ دلربايى گفت : (سبوح قدوس ) و ميكائيل از سوى ديگر ندا در داد (رب الملائكة والروح ).
(اين ندا آنچنان در اعماق جان حضرت ابراهيم عليه السلام اثر گذاشت ) كه خطاب به جبرئيل و ميكائيل گفت : يك بار ديگر اين ندا را در دهيد تا مال و جان خود را نثارتان كنم .
به اين هنگام فرشتگان آسمانها فرياد برآوردند: (هذا هو الكرم ) (اين است كرم و جوانمردى و گذشت در برابر محبوب ).
و ندايى نيز از عرش برخواست : دوست و خليل موافق دوست است.
                                                
بقيه در ادامه مطلب


ادامـــه ي مـطــلــب

 

نوشته شده توسط فدایی امام خامنه ایی روحی فداه در سه شنبه ششم بهمن 1388 ساعت 15:29. - لينک ثابت


امام باقر عليه السلام فرمود: خداى تعالى به موسى عليه السلام وحى فرمود: مرا دوست بدار و محبوب بندگانم گردان . موسى عليه السلام عرض كرد: پروردگارا! تو مى دانى كه احدى را بيشتر از تو دوست نمى دارم ، امّا پروردگارا! با دلهاى بندگان چه كنم ؟ خداى تعالى به او وحى فرمود: نعمتها و نيكيهايم را به آنان يادآور شو؛ زيرا كه آنان جز خوبى از من نديده و به ياد ندارند.  و همچنين از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نقل شده كه فرمود: خداى عزّوجلّ به داود عليه السلام فرمود: مرا دوست بدار و نزد خلقم نيز محبوب گردان . عرض كرد: پروردگارا! من كه دوستت دارم امّا چگونه تو را نزد بندگانت محبوب گردانم ؟ خداى عزّوجلّ فرمود: نعمتهايى را كه به آنان داده ام گوشزدشان كن كه اگر خوبيهايم را ياد آورشان شوى مرا دوست خواهند داشت .                                                                                                سخن گنجشك ، حضرت سليمان (ع ) را متاءثّر نمود
روايت شده كه : حضرت سليمان عليه السلام گنجشكى را ديد كه به همسرش مى گويد: چرا از من دورى مى كنى و حال آنكه اگر بخواهم كاخ سليمان را به نوكم گرفته و به دريا مى افكنم . حضرت سليمان عليه السلام خنديد و او را نزد خود فرا خواند و فرمود: آيا تو را يارى اين كار هست كه مى گويى ؟ گنجشك گفت : مرد گاهى نزد همسرش خود را جلوه مى دهد. (دوست و عاشق بر آنچه مى گويد سرزنش نمى شود.) حضرت سليمان عليه السلام به گنجشك ماده فرمود: چرا شوهرت را از خود مى رانى ؟ گنجشك ماده گفت : اى پيامبر خدا! او دوست من نيست و صرفاً ادّعاى دوستى مى كند، زيرا غير من ديگرى را نيز دوست دارد. سخن گنجشك مادّه حضرت سليمان عليه السلام را متأ ثّر نمود و سخت گريان گشت و چهل روز از مردم كناره گرفت و از خداوند خواست كه دلش را پر از مهر خدا كند و مهر ديگران را از دل وى ببرد.
اى يك دله صد دله ، دل يك دله كن
مهر دگران را ز دل خود يله كن


 

نوشته شده توسط فدایی امام خامنه ایی روحی فداه در سه شنبه ششم بهمن 1388 ساعت 15:19. - لينک ثابت


یک نرمافزار ریبای قرانی برای دانلودباهربارکلیک معنی یک ایه روخواهیددید


 

نوشته شده توسط فدایی امام خامنه ایی روحی فداه در چهارشنبه بیست و سوم دی 1388 ساعت 4:58. - لينک ثابت


 یک دانلودبسیارزیباازاسلام میرزایی عزیز


 

نوشته شده توسط فدایی امام خامنه ایی روحی فداه در جمعه هجدهم دی 1388 ساعت 5:32. - لينک ثابت


داستانهاى عارفانه در آثار (علامه حسن زاده آملى روحی له الفداه)بابهاى جهاد با نفس

1 - از امام صادق عليه السلام روايت است كه فرمود: پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله عده اى را به جنگ فرستاد، چون از جنگ بازگشتند فرمود: آفرين به گروهى كه پيكار كوچكتر را سپرى كردند و پيكار بزرگتر بر عهده آنان به جاى مانده است ، گفته شد: اى فرستاده خدا پيكار بزرگتر چيست ؟ فرمود پيكار با نفس .



2 - امام صادق عليه السلام فرمود: نفست را به خاطر خودت به زحمت و مشقت بيانداز زيرا اگر چنين نكنى ديگرى خودش را براى تو به زحمت نمى افكند.

3 - امام صادق عليه السلام به مردى فرمود: تو طبيب خود هستى و بيمارى براى تو روشن و آشكار گرديده است و نشانه تندرستى و سلامت را دانسته اى و بر داروى دردت نيز راهنمايى شده اى ، پس بنگر كه چگونه به كار نفس خويش مى پردازى .



4 - امام صادق عليه السلام به مردى فرمود: قلبت را (براى خودت ) به مثابه همدمى مهربان و به منزله فرزندى كه با تو دوستى خالصانه دارد قرار ده و دانشت را همچون پدرى كه از او پيروى مى كنى و نفست را همانند دشمنى كه با او به پيكار برخاسته اى و مال و دارايى ات را امانت و عاريتى بدان كه آن را (بايد به صاحبش ) برگردانى .


5 - از سخنان رسول خدا صلى الله عليه و آله است كه فرمود: توانمند كسى است كه بر نفس خويش چيره شده باشد.
6 - امام صادق عليه السلام فرمود: كسى كه اندرز دهنده اى از درون قلب خود و باز دارنده اى از درون جان خود نداشته باشد و همدمى ارشادگر با او نباشد دشمنش (كه همان هواى نفس و شيطان است ) برگردن او چيره مى گردد.



7 - از امام صادق عليه السلام و از پدرانش - كه بر همگى درود باد - روايت است كه فرمود: در سفارش پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به على آمده است كه فرمود: اى على ! برترين جهاد آن است كه كسى صبح كند در حالى كه تصميم ستم نمودن به احدى را نداشته باشد.



8 - از امام صادق عليه السلام روايت است كه فرمود: كسى كه در هنگام فريفته شدن به چيزى و هنگام ترس و زمانى كه ميل به چيزى پيدا مى كند و يا خشمگين و يا خوشنود مى گردد مالك نفس خويش باشد (خو را نگاه دارد) خداوند بدن او را بر آتش حرام مى گرداند.

9 - در روايت ديگرى از اميرالمؤمنين عليه السلام پس از نقل روايتى شبيه به روايت اول اين باب آمده است كه : رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: برترين جهاد، جهاد كسى است كه با نفس درون خويش مجاهده مى كند.
10 - و از اميرالمؤمنين عليه السلام روايت است كه فرمود: مجاهد كسى است كه با نفس خويش مجاهده و مبارزه كند.


 

نوشته شده توسط فدایی امام خامنه ایی روحی فداه در دوشنبه چهاردهم دی 1388 ساعت 0:22. - لينک ثابت


۱.شخصى نزد سلمان فارسى آمد گفت : اى اباعبدالله ! من توان آن ندارم كه در شب نماز به جاى آورم .سلمان گفت : در روز گناه مكن .                                                                                        ۲ .مرحوم استاد علامه طباطبايى فرمودند كه مرحوم قاضى (استاد آن جناب عارف عظيم و سالك مستقيم حضرت آيت الله حاج سيد على قاضى تبريزى ) اول دستورى كه مى دادند ذكر يونسى بود ( لا اله الا انت سبحانك انى كنت من الظالمين - انبياء 88) كه در مدت يك سال در وقت خاص به حالت سجده  خوانده شود.

۳.برادری در محضر علامه حسن زاده شروع به صحبت كردند و گفتند: دوستان ما بحمدالله چندين سال است جلسه دعاى ندبه اى دارند و صبحهاى جمعه دور هم جمع مى شوند و دعاى ندبه مى خوانند ولى آن چنان حالى كه بايد داشته باشيم ، نداريم ، چه كنيم كه يك حال و انقلاب درونى در ما ايجاد شود كه اقلا دعاها را با سوز و گداز بيشترى بخوانيم ؟ شما بفرماييد چه كنيم ؟
استاد با لبخند خاصى فرمودند: آقا جان دعاى ندبه بخوانيد، بله بايد دعاى ندبه خواند!! راه همين است آقا، البته استقامت داشته باشيد، ول نكنيد، خسته نشويد، استقامت و مداومت را در حد وجوب داشته باشيد، راه رسيدن به حقيقت مجاز است . شما مجاز را قنطره حقيقت بگيريد، من در يك غزل - البته به دروغ ! گفته ام : ((به حقيقت برسيدم ولى از راه مجاز)). سعى كنيد عملا كار كنيد، رفتارتان را پاك كنيد: كونوا لنا زينا و لاتكونوا لنا شينا.(88)


 

نوشته شده توسط فدایی امام خامنه ایی روحی فداه در دوشنبه چهاردهم دی 1388 ساعت 0:8. - لينک ثابت


یه زنگ موبایل عالی واسه محرم


 

نوشته شده توسط فدایی امام خامنه ایی روحی فداه در یکشنبه سیزدهم دی 1388 ساعت 23:52. - لينک ثابت


ای یل کربوبلا علمدارحسین ازحاج محمودکریمی


 

نوشته شده توسط فدایی امام خامنه ایی روحی فداه در یکشنبه سیزدهم دی 1388 ساعت 23:40. - لينک ثابت


بیاکه زامدن توبهارمیایدازحاج سعید


 

نوشته شده توسط فدایی امام خامنه ایی روحی فداه در دوشنبه سی ام آذر 1388 ساعت 1:49. - لينک ثابت


الهم عجل لولیک الفرج

 


 

نوشته شده توسط فدایی امام خامنه ایی روحی فداه در یکشنبه بیست و نهم آذر 1388 ساعت 4:59. - لينک ثابت